هرزگی
در نبودت شیشه احساسم شکست
وقتی لکه انگشت دروغت را برویش زدی
انگاه که هم اغوشم بودی وبه عشق
دیگری التـــــ م راسخت در خود پنهان میکردی
تو در ذهن نکبتت خودفروشی کردی!!!!
هرزه.....
فاحشه....
آری
تو بیش از این چیزی نبودی
هرزه گی با من ...
هرزه گی با دیگری ...
+دلم یه اغوش گرم میخواد که توش جا بشمو جاش کنم
اونی رو که میشه جاش داد+یه لب بازی توپ!!!!!
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 13:56 توسط ......
|
اینــجا اخــر خطهــــ !!!