سکوتـ اجباریـ
گوشهـ ایـ نشستهـ امـ
فکرهایمـ را روبرویمـ چیده امـ
خلوتیـ ساخته امـ از حرفهایـ نگفتهـ دلمـ
پاکتـ سیگار؛عرقـ سگیـ ؛
تنها دلخوشیـ منـ .....
پیکـ مشروبـ را در هوا میرقصانمـ
تلخـ استـ
مثلـ دور بودنـ از تو...
میسوزاند
مثلـ هرزگیـ تو...
سرمـ سنگینـ میـ شود از خاطراتـ....
سیگارمـ را روشنـ میکنمـ
دود میـ کنمـ تو را
فرو میـریزمـ درخود
بهـ خود بر میـ گردمـ
منـ ماندهـ امـ و هرزهـ گیـ نکبتـ بارتـ
سیگار ؛ عرقـ سگیـ
و باز همـ سکوتیـ اجباریـ ...!!!!
+ نوشته شده در یکشنبه دهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 11:17 توسط ......
|
اینــجا اخــر خطهــــ !!!