دیگر هفتـ خطـ شده امـ

از دستـ خطـ خطیـ هایتـ در من؛

سادهـ نیستـ  اینـ همهـ زخمـ

اینـ همهـ کینهـ

اینـ همهـ نفرتـ

تنها یادگاریـ هایـ تو برمنـ

.

.

.

تونیستیـ

اما ؛ هرزهـ گیتـ با منـ استـ.

در خمـ خیالمـ...

با عرقـ وسیگار همـ اغوشمـ

حوصلهـ ایـ نیستـ

رد پایتـ جا ماندهـ در ذهنـ اتاقمـ

دیگر نیستمـ

رفتنیمـــ.....



+حس نوشتنم نیست نمیدونم چرا!!!

+ همش دارم بد میارم

+عرق سگی هم دیگه کار نمیده!!