هفتـ خطـ
دیگر هفتـ خطـ شده امـ
از دستـ خطـ خطیـ هایتـ در من؛
سادهـ نیستـ اینـ همهـ زخمـ
اینـ همهـ کینهـ
اینـ همهـ نفرتـ
تنها یادگاریـ هایـ تو برمنـ
.
.
.
تونیستیـ
اما ؛ هرزهـ گیتـ با منـ استـ.
در خمـ خیالمـ...
با عرقـ وسیگار همـ اغوشمـ
حوصلهـ ایـ نیستـ
رد پایتـ جا ماندهـ در ذهنـ اتاقمـ
دیگر نیستمـ
رفتنیمـــ.....
+حس نوشتنم نیست نمیدونم چرا!!!
+ همش دارم بد میارم
+عرق سگی هم دیگه کار نمیده!!
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 12:31 توسط ......
|
اینــجا اخــر خطهــــ !!!