عشق
مردی در کوچه ی دنیا می زند فریادی :
این دل عاشق مرا چه کسی خواهان است؟؟؟
مردم کوچه ی دل تنگ بهار
پنجره دلشان را می بندند
پرده سخت و زمختی از قهر می کشند بر روی صدا
و به ان می خندند ...!
مردی از جنس افق می زند فریادی
این دل عاشق مرا چه کسی خواهان است؟؟؟
کودکی دستپاچه از بشکستن نور...
بی دانستن عشق!
می گشاید شیشه غمزده ی پنجره را
و به ان مرد می خندد...
یک کودک دل عاشق را
می فهمد!!!
این دل عاشق مرا چه کسی خواهان است؟؟؟
مردم کوچه ی دل تنگ بهار
پنجره دلشان را می بندند
پرده سخت و زمختی از قهر می کشند بر روی صدا
و به ان می خندند ...!
مردی از جنس افق می زند فریادی
این دل عاشق مرا چه کسی خواهان است؟؟؟
کودکی دستپاچه از بشکستن نور...
بی دانستن عشق!
می گشاید شیشه غمزده ی پنجره را
و به ان مرد می خندد...
یک کودک دل عاشق را
می فهمد!!!
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 13:14 توسط ......
|
اینــجا اخــر خطهــــ !!!